300

پس از نمايش عمومی فيلم «۳۰۰» در بيش از ۳ هزار سينمای آمريكای شمالی و سينماهای چند كشور ديگر، موجی از اعتراض‌ها عليه تحريف آشكار تاريخ در اين فيلم ضدايرانی، آغاز شده است.

در ۳۰۰ كه ماجرای نبرد سپاه ايران را با اسپارت (منطقه‌ای در يونان) روايت می‌كند، لشكر ايران، چيزی در حدود يك ميليون سرباز پابرهنه و جنگجويان اسپارت، تنها ۳۰۰ تن نشان داده شده‌اند. خشايارشاه (پادشاه ايران، پسر داريوش) چهره‌ای سياه و مشابه رهبران قبايل آفريقایی دارد و سپاه ايران، بسيار خشن، وحشی و بدوی است.

ميرجلال‌الدين كزازی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی درباره اين اطلاعات تاريخی می‌گويد: « آن‌چه در اين فيلم نشان داده شده است، بی هيچ گمان، بی‌پايه است. نه‌تنها در اين جنگ كه در هر نبرد ديگری كه در ميانه ايران و يونان درگرفته، همواره در منابع يونانی، با گزافه و دروغ و افسانه‌بافی درآميخته است چراكه ايران هميشه در آن روزگاران مايه رشك يونانيان بوده است و يكی از راه‌هايی كه مردم يونان و به‌ويژه تاريخ‌نگاران يونانی يافته‌اند برای اين‌كه رشك خود را فرونشانند و كين و دشمنی خود را با ايرانيان آرام سازند، بر بافتن دروغ‌های شگفت‌انگيز و خنده‌آور است».

اشاره كزازی كه خود يكی از پژوهشگران تاريخ و ادبيات باستانی است، به «هرودت» تاريخ‌نگار است كه مبنای اصلی فيلم ۳۰۰ بوده است.

كزازی درباره شيوه تاريخ‌نويسی هرودت يونانی می‌گويد: « نوشته‌های هرودت كه يونانيان او را پدر تاريخ می‌دانند، به‌هيچ‌روی ارزش تاريخی ندارد، مگر در نماهای درشت. در نماهای خرد و ريز، در نوشته‌های او چيزی جز مشتی دروغ و ياوه مواجه نيستيم.»

كزازی درباره جزئياتی نظير چهره خشايارشاه و نحوه پوشش ايرانيان دوران هخامنشی می‌گويد: «چهره خشايارشاه، چهره‌ای ناشناخته نيست. آن‌را میتوانيم در سنگ‌نگاره‌های ايرانی و نقش‌هايی كه بر سكه‌ها و ديگر ابزارهای به‌جا مانده از آن زمان است ببينيم.

شهرياران هخامنشی، كمابيش چهره‌ای يكسان داشته‌اند با گيسوی بلند چين در چين از دو سو و ريش بلند و پرشكن كه از ويژگي‌های هخامنشی است.» اين استاد دانشگاه، جامه‌های هخامنشی را نيز اين‌گونه توصيف می‌كند: «جامه‌های ابريشمی گرانبها كه سراسر تن را می‌پوشانده و گاهی شلوارهای ابريشم چين در چين. اين نكته‌ای نيست كه پوشيده مانده باشد و بتوان آن‌را وارونه جلوه داد».

اما يكی ديگر از نكات اغراق‌آميز در فيلم ۳۰۰، تعداد بسيار سپاه ايران در مقابل شمار اندك اسپارتی‌هاست. در نوشته هرودت، تعداد ايرانی‌ها در نبرد اسپارت، ۱۲۰ هزار و در فيلم ۳۰۰، يك ميليون تن آمده است.

كزازی در اين‌باره می‌گويد: «چگونه است كه يونانيان آنچنان از سپاه ايران در بيم و هراس بوده‌اند كه هر زمان می‌خواسته‌اند از دورترين جای ياد كنند میگفتند جايی كه نيزه سپاهی پارسی به آن می‌رسد و ايرانيان برای نبرد با ۳۰۰ يونانی، يك ميليون يا حتی ۱۲۰ هزار سپاهی گسيل می‌كند؟ اگر ايرانيان مردمانی آغازينه [بدوی] و بی‌فرهنگ بوده‌اند يا ۱۲۰ هزار ايرانی نمی‌توانسته‌اند به‌سادگی ۳۰۰ يونانی را درهم بشكنند، چگونه اين زبانزد در آنجا مرسوم بوده است؟»

كزازی تأكيد می‌كند كه نكات مورد اشاره‌اش از منابع و مآخذ بی‌دروغ تاريخی است و بيش از آن‌كه به تاريخ‌های آميخته به تحريف استناد كند، براساس هنجارها و رسم و رسوم جامعه يونان و منابع كاملا دقيق تاريخی، سخن گفته است.